تبلیغات
x سرزمین تاریک من

پست ثابت

پنجشنبه 23 شهریور 1396 12:40 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 سلام. به وبلاگ من خوش اومدین!   ما اینجا از پونی آپ میکنیم:) و امیدوارم شما ساعات خوشی رو در وبلاگ ما بگذرونید. من اسمم(مستعار) بیتاست که" بیتا دارک ، وی ، دارکی و دارک نایترمرز" هم بهم میگن! و صد البته کشته مرده ی دشی ام  
نویسنده همه جوره می پذیرم حتی عروسکی!(کسایی که فعالیت ندارن)
ما اینجا قانون مانون و نکته پکته نداریم  
ولی خب حساب نویسنده ها جداست  
بابا نترسین کل قوانینتون اینکه حداقل پست آشنایی بذارین و پستاتون حتما پونی باشه وگرنه بگید دسترسی‌بدم تو صفحات جانبی غیر از پونی بذارین.
 این وبلاگ قبلا توسط یه هکر هک شده بود و واسه همینم‌ تمام مطالبش از بین رفتن. از همه میخوام اگه تبادل‌ لینکی چیزی بوده بگن دوباره بذارم لوگو هم همینطور.
لوگو وب


Sarzamine tarike man

ام کاربریم: darknightmares

ست این مدت: رینبودش
ست مدت بعد : احتمالا به خاطر محرم سیاه
طنز هفته:
قیافه ی پسره اپل منو یاد ننه بزرگم میندازه =|
P30UP


دیدگاه ها : نظر خوشکل دارم ولی بازم میخوام
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 مهر 1396 06:39 ب.ظ

سو

جمعه 19 آبان 1396 04:37 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 سلام. میدونم که خیلی وقته نبودم. اون اوایل که کارمو شروع کرده بودم فکر میکردم فقط خودم و دوستم این وبلاگ رو میبینیم.  ولی بعد معلوم شد که وبم بیشتر از اینا طرفدار داره. خیلی ذوق زده(خر ذوق) شدم که دیدم یکی از دوستام(اون موقع دوستم نبود:/) تو وبلاگ اونیکی دوستم کیانا بهم گفت که قبل از اینکه اینجا هک بشه طرفدارش بوده. الان که بازدیدش کم شده نه اینکه بگم تغصیر شماست ها! نه! فقط میگم دلم شکسته! به هر حال همینه که هست!

بای، ولی بهم قول بدین که آخرین باری نباشه که بهتون گفتم بای:(



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 19 آبان 1396 04:39 ب.ظ

سلام العلیکم و رحمت الله و برکااااتو.

شنبه 13 آبان 1396 11:13 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 سلام مجدد:| بعد کلی اومدم پست دو بزارم  حالا با اجازه مدیر میخوام مسابقه بزارم  مسابقه چی؟ الان میگم! نقاشی! من یه عکس میدم شما بعد باید از روش بکشید. 
۱- نمیخواد حالا عین خودش باشه
۲- مرحله به مرحله سخت تر میشه.
۳- اگه استقبال بشه میزارم.
۴- اگه سوالی یا مشکلی دارین بگین تا درستش کنم
۵- جایزه داره.
۶- اگه مشکلی دارین مجبور نیستین شرکت کنین.

خو دیه بای!



دیدگاه ها : میدنایت قاتل
آخرین ویرایش: شنبه 13 آبان 1396 11:14 ب.ظ

های علیکم:/

پنجشنبه 11 آبان 1396 07:52 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
سلام. بعد کلی‌اومدم یه قسمت دیگه از داستان رز آبی رو خدمتتون بزارم خب زر‌نزنیم داستان-،-
 رز آبی 
 وقتی نیک به خودش‌ اومد گفت: مم..مم..ن..نن.وو..نمیککک..کشی؟(منو نمی کشی؟)
رینبو با خودش یکم فکر کرد...
اگه بگم من قاتل نیستم حرفمو باور نمیکنه... وای نه! نکنه فک کنه نجاتش دادم تا اعتمادشو به دست بیارم و بعد خودم بکشمش!؟
  رینبو: نه چون تو یبار جونمو نجات دادی باید واست تلافی کنم.
متأسفم نیک این بهترین جواب ممکن بود:(
نیک یکم فکر میکنه و بعد میگه:
ولی تو یه قاتلی.
-قاتلی که جونشو به یکی دیگه مدیونه!
باگفتن این حرف نیک دیگه نیک ازش نمیترسید یا دست کم حالش از اون اول بهتر شده بود. 
دش که فرود اومد نیک رو روی یه تخت سنگ صاف و صیقلی گذاشت و توی کیفش دنبال چیزی گشت تا باهاش زخمای نیک رو ببنده. 
  میترسم نیک رو هم از دست بدم‌. خدایا کاش اون قاتله نیک رو نکشه. 
وای پس کجاست؟ 
-بالاخره پیداش کردم.
دش با یه شیشه بتادین و چند تا باند استریل برگشت شروع کرد به بستن زخمای نیک. نیک هم چیزی نگفت و دشی باخودش فکر کرد که آیا دلیلش اینه که حرفی برای گفتن نداره یا اینکه میترسه؟ 
نیک:- ممنون که کمک میکنی.
-اگه نمی کردم تا ابد حصرتش رو میخوردم.
این حرف رینبودش نیک رو به شدت تحت تأثیر قرار داد و فکر اونو مشغول کرد.
وقتی کار رینبودش تموم شد رفت تا یه چیزی واسه خوردن درست کنه ؛ پس اول رفت دنبال چندتا گیاه خوراکی بگرده.....

بعد از ظهر بود رینبودش یه سوپ درست کرده بود و به نیک داده بود. کم کم داشت وسایلشو جمع می کرد که...
-نیک!



دیدگاه ها : علیکم الهای:|
آخرین ویرایش: شنبه 13 آبان 1396 11:14 ب.ظ

یکی بیاد کمکم:|

پنجشنبه 20 مهر 1396 03:03 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 یکی بیاد ببینه موزیک ۲ وبلاگم کار میکنه آیا؟ اگه نمیکنه یه کد نویس بیاد کمکم. آقا یه سایت پیدا کردم توش کلی آهنگ رینبو فکتوری بود تتووووپپپپ! هیوی دیه بای:/

دیدگاهها:0نظرات
 آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مهر 1396 03:09 ب.ظ 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مهر 1396 03:12 ب.ظ

پونی کوچولو فصل 7 قسمت 21

شنبه 8 مهر 1396 09:51 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 دو ساعت پیش اومدع ^،^ 
[http://www.aparat.com/v/dqcjF]



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 مهر 1396 09:52 ب.ظ

داستان رز آبی

جمعه 7 مهر 1396 06:15 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
  قسمت های قبلیشو تو بهترین های پونی کوچولو ببینین وقت نکردم بزارم.  
 نویسنده ی اصلی= S-dash
 این داستان قبلا مال اس دش جان بود ولی راضی شد بدتش به من 
  بگذریم داستان :
  رینبودش چند روز بود که داشت راه میرفت از مسیر سنگلاخی خسته شده بود. ولی خب باز جای شکرش باقی بود که مشکل آب و غذا نداشت چون قبلش حسابی خرید کرده بود. با اینکه مسیر سنگلاخی بود اما این طرف و اون طرف گل و گیاه به چشم میخورد و نهر های آب زلال. همینطور میرفت که یهو صدای غرش یه شیر رو شنید و بعدش...!
-کمـــــــــــــــــــــــک! 
-این ..صدا...صدای... 
بایدم این صدا واسش آشنا میبود! سریع پرواز کرد و سمتش و چندتا مشت و لگد جانانه به شیره زد و اونم بیهوش شد. 
-تو حالت خوبه نیک!؟
- م..م..من..ن..نو..نک..ک.ک.ش!(منو نکش) ا.ا.التماس..ست می.ی.ی.کنم!(التماست میکنم)
رینبودش یکی دو دقیقه تو خودش رفت. نیک هم همونجور سر جاش از ترس میلرزید.وقتی به خودش اومد که دید شیره داره به هوش میاد. سریع یه شیرجه سمت نیـک رفت و بدن مجروحشو رو بلند کرد و اوج گرفت. شیره هم نیگاش کرد ولی وقتی دید دستش بهش نمیرسه راهشو کشید و رفت رینبو هم به راه قبلیش ادامه داد.

 ادامه دارد!؟



دیدگاه ها : دارد؟ یا ندارد؟ :| ❤
آخرین ویرایش: جمعه 7 مهر 1396 06:22 ب.ظ

نیستم :(

جمعه 31 شهریور 1396 11:43 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
باز آمد بوی ماه مدرسه:( بوی شادی های راه مدرسه:( 
بچه ها من بخاطر مدارس موبایلمو جمع میکنن ولی سعی میکنم هر جور شده بیام :(



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 11:46 ب.ظ

کد کوچیک کننده تصویر وبلاگ من برای کیانا ژان

یکشنبه 26 شهریور 1396 06:19 ب.ظ

نویسنده : dark nightmares
 <style>
img { border-radius: 4px;
border: 1px solid #fff;
max-width: 480px;
margin: 2px;
padding:0px; float:center;
filter:alpha(opacity=100);
-moz-border-radius: 6px;
-webkit-border-radius: 6px;
-webkit-transition:all 0.4s ease-in;
-moz-transition:all 0.4s ease-in;
-o-transition:all 0.4s ease-in;
transition:all 0.4s ease-in;
opacity:1.0;
}
img:hover{ border-radius: 7px;
border: 1px solid #000;
max-width: 480px;
margin: 2px;
padding:0px; float:center;
filter:alpha(opacity=40);
opacity:0.4;
-moz-border-radius:6px;-webkit-border-radius:6px;
box-shadow: 10px 10px 5px #000;
-webkit-transition:all 0.4s ease-in;
-moz-transition:all 0.4s ease-in;
-o-transition:all 0.4s ease-in;
transition:all 0.4s ease-in;
}
img:hover{
opacity:1;filter:alpha(opacity=100);
-webkit-transform: rotate(-4deg);
-moz-transform: rotate(-4deg);

}
img:out{
opacity:1;filter:alpha(opacity=100);
-webkit-transform: rotate(0deg);
-moz-transform: rotate(0deg);

}

</style>
<P><A href="http://webiha-pix.mihanblog.com" target=_blank><SPAN
style="FONT-WEIGHT: 600; TEXT-DECORATION: none"><FONT 
color=#ff99cc>کد ِکج شدَنِ تَصآویر
</FONT></SPAN></A></P>
<P><A href="http://online3da.ir" target=_blank><SPAN
style="FONT-WEIGHT: 600; TEXT-DECORATION: none"><FONT 
color=#ff99cc>کداهنگ برای وبلاگ
</FONT></SPAN></A></P>



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

روزی که سانست پرنسس می شود :|

جمعه 24 شهریور 1396 01:19 ق.ظ

نویسنده : dark nightmares
  از لوسی باحاله:/
P30UPP30UPP30UP


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 24 شهریور 1396 01:21 ق.ظ